FRIDA KAHLO

دیه گو،
حقیقت آن قدر عظیم است که دوست ندارم حرف بزنم، یا بخوابم، یا گوش
دهم، یا عشق بورزم. دوست دارم خودم را گرفتار حس کنم، بدون ترس از
خون، خارج از زمان و جادو، در درون ترس خودت، و در شکوه بزرگت، و
درون تپش قلب تو. تمام این دیوانگی ها، اگر از تو درخواست کنم، می دانم
که در سکوتت، تنها سردرگمی وجود دارد. من خشونت را از تو درخواست می
کنم، در بی معنایی، و تو، به من لطف می بخشی، نورت و گرمات را. دوست
 دارم نقاشی ات کنم، اما رنگی وجود ندارد، چون در سردرگمی من، بیش از حد
بسیار است، شکل لمس پذیر عشق بزرگ من

BESOS, FRIDA': LETTERS FROM GREAT ARTISTS TO
THEIR FRIENDS AND FAMILY

From Frida Kahlo to a friend, with lipstick kisses for everyone.